در شهر
من و تو، خسته و ناچار، در شهر
دوتا گنجشک بی آزار، در شهر
دعا کن لااقل بعد از من و تو
نروید این همه دیوار در شهر!
دریاچه ی قو
در شهر
من و تو، خسته و ناچار، در شهر
دوتا گنجشک بی آزار، در شهر
دعا کن لااقل بعد از من و تو
نروید این همه دیوار در شهر!
گنجشک

تو باید بوی نیلوفر بگیری
مبادا رنگ خاکستر بگیری
تو باید آنقدر گنجشک باشی
که با هر قطره باران پر بگیری
رود
تو احساس مرا دریاب، ای رود!
لبم را تر نکن از آب، ای رود!
تو که دستی نداری تا بیفتد
به سوی خیمه ها بشتاب، ای رود!
تو... نه

دو چشم خواهرم بارید و تو نه
نگاه آخرم بارید و تو نه
دلم یک خیمه آتش بود، باران!
گلوی اصغرم بارید و تو نه
باران

رسید و بی خبر بارید باران
هزاران چشم تر بارید باران
شب دلتنگی من یادتان هست؟
از آن هم بیشتر بارید باران
طراح قالب: رضا امین زاده** پارسی بلاگ پیشرفته ترین سیستم مدیریت وبلاگ |