سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
دی 1388 - دریاچه ی قو
امروز: پنج شنبه 28 اردیبهشت 91

در شهر


 


من و تو، خسته و ناچار، در شهر


دوتا گنجشک بی آزار، در شهر


دعا کن لااقل بعد از من و تو


نروید این همه دیوار در شهر!



  • کلمات کلیدی : گنجشک، دیوار، شهز
  •  نوشته شده توسط سید حبیب نظاری در سه شنبه 22/10/88*> | نظرات دیگران()

    نترسیم



    رها باشیم


    از غم ها نترسیم


    وَ از آوار ماتم ها نترسیم


    بیا گنجشک هم باشیم، یک عمر


    ولی از چشم آدمها نترسیم!



  • کلمات کلیدی : گنجشک، چشم، ترس، آدم، غم
  •  نوشته شده توسط سید حبیب نظاری در دوشنبه 21/10/88*> | نظرات دیگران()

    گنجشک



     تو باید بوی نیلوفر بگیری


    مبادا رنگ خاکستر بگیری


    تو باید آنقدر گنجشک باشی


    که با هر قطره باران پر بگیری



  • کلمات کلیدی : گنجشک، باران
  •  نوشته شده توسط سید حبیب نظاری در دوشنبه 14/10/88*> | نظرات دیگران()

    رود


     


    تو احساس مرا دریاب، ای رود!


    لبم را تر نکن از آب، ای رود!


    تو که دستی نداری تا بیفتد


    به سوی خیمه ها بشتاب، ای رود!



  • کلمات کلیدی : خیمه، زود، دست، آب
  •  نوشته شده توسط سید حبیب نظاری در پنج شنبه 3/10/88*> | نظرات دیگران()

    تو... نه



    دو چشم خواهرم بارید و تو نه


    نگاه آخرم بارید و تو نه


    دلم یک خیمه آتش بود، باران!


    گلوی اصغرم بارید و تو نه 



  • کلمات کلیدی : اصغر، خواهر، خیمه، نگاه
  •  نوشته شده توسط سید حبیب نظاری در چهارشنبه 2/10/88*> | نظرات دیگران()

    باران



    رسید و بی خبر بارید باران


    هزاران چشم تر بارید باران


    شب دلتنگی من یادتان هست؟


    از آن هم بیشتر بارید باران 



  • کلمات کلیدی : باران، چشم، شب، دلتنگی
  •  نوشته شده توسط سید حبیب نظاری در چهارشنبه 2/10/88*> | نظرات دیگران()
     لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    وصیت
    بهار
    درخت
    بوی گل
    روشن
    زخم
    زبان‏گنج‏شک‏ها
    باران
    شب
    مناجات
    [عناوین آرشیوشده]

    بالا

    طراح قالب: رضا امین زاده** پارسی بلاگ پیشرفته ترین سیستم مدیریت وبلاگ

    بالا

    dahio! - Searching the web