سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
مترسک - دریاچه ی قو
امروز: پنج شنبه 28 اردیبهشت 91

مترسک



1


نمی ماند تناور شانه ی من


فرو می ریزد آخر شانه ی من


مترسک هستم و بار گرانی ست


پر گنجشک ها بر شانه ی من


2


به یک رنگی تظاهر کرده بودند


حیاط خانه را پر کرده بودند


تو بودی، آن همه گنجشک اما


مرا بی تو تصور کرده بودند.



  • کلمات کلیدی : گنجشک، مترسک
  •  نوشته شده توسط سید حبیب نظاری در دوشنبه 16/6/88*> | نظرات دیگران()
     لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    وصیت
    بهار
    درخت
    بوی گل
    روشن
    زخم
    زبان‏گنج‏شک‏ها
    باران
    شب
    مناجات
    [عناوین آرشیوشده]

    بالا

    طراح قالب: رضا امین زاده** پارسی بلاگ پیشرفته ترین سیستم مدیریت وبلاگ

    بالا

    dahio! - Searching the web